محمد تقي المجلسي (الأول)
173
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
نباشد لازم نگردد كه پياپى بدارد و اگر نذر كند كه روزه پياپى بدارد و ندارد در قضاى ان واجب نگردد پياپى داشتن و اگر نذر روزهء يكسال معيّن كند لازم نشود قضاى هر دو عيد و برمضان و واجب شود قضاى ايّام حيض و خستگى بر قول اقرب و انچه در سفر خورده باشد و چون افطار كند در اثناى سال بيعذرى قضا بدارد و كفارت بدهد و انچه داشته باشد محسوب باشد اگر شرط پياپى داشتن نكرده باشد و اگر شرط كرده باشد با سر گيرد و بعضى گفتهاند كه اگر نصف نگذشته باشد و اگر از براى عذرى باشد همچو حيض و مرض و سفر قضا كند و محسوب باشد انچه داشته باشد و كفارت لازم نشود و سفر ضرورى عذر است و اگر نذر كند روزهء يكسال واجب شود دوازده ماه و پياپى داشتن واجب نگردد و كم نشود ازو ايّام رمضان و هر دو عيد و اگر نذر كند روزه روز امدن زيد از سفر واقع نگردد و اگر نذر كند روزى كه زيد از سفر بيايد هميشه انروز روزه دارد لازم گردد كه انروز هميشه روزه بدارد غير از روز امدن او و اگر كسى كه روزهء سنّت دارد و در اثناى انروز نذر كند كه تمام روز روزه بدارد لازم شود و اگر نذر روزهء بعضى روز كند صحيح نباشد و اگر كسى نذر روز پنجشنبه و روز امدن زيد كند هميشه پس او روز پنجشنبه بيايد لازم شود برو روز پنجشنبه خاصه و واجب نباشد قضاى پنجشنبه كه در رمضان واقعست يا در عيد يا در حيض يا در خستگى و اگر واجب شود برو روزهء دو ماه پياپى روز پنجشنبه را بنيّت نذر بدارد و پياپى داشتن بريده نگردد زيرا كه عذر است و اگر كسى نذر روزهء تمام دهر كند لازم شود و واجب نباشد برو روزهء ايّام حيض و عيد رمضان و ايّام تشريق چون بمنى باشد و ايّام مرض و سفر و اگر بعمد افطار كند كفارت بدهد و قضا نباشد و اگر نذر روزهء روز عيد كند واقعنشود و اگر نذر روزهء زمان كند پنجماه واجب شود و روزه حين ششماه و اگر نذر روزهء يك ماه پياپى كند صحيح باشد كه پانزده روز بدارد و باقى را نه پياپى و اگر روزهء مكروهيرا نذر كند لازم گردد دوّم نماز اگر نذر كند كه نماز بگذارد و تعيّن ركعت نكند يكركعت واجب شود و همچنين اگر نذر امرى كند كه موجب تقرّب به خدا شود بى تعيّن ان كافى باشد هر چه موجب تقرّب گردد همچو يكركعت نماز يا يكروزه يا صدقه به چيزى و اگر نذر نمازى در كعبه كند جائز نباشد در انمسجد و اگر نذر كند كه در مسجد نماز بگذارد واجب شود و اگر تعيّن نماز يا مسجد كند لازم گردد و اگر نمازى كه تعيّن كرده كه در مسجد معيّن بگذارد وقت ان تنگشده باشد و او از انمسجد دور باشد در جاى ديگر بگذارد و كفارت بدهد و اگر نذر نماز كند كه در اوقات مكروهه بگذارد لازم گردد سوّم حج اگر نذر حج كند پياده معيّن شود كه از انشهر كه نذر كرده پياده برود و بعضى گفتهاند از ميقات پس اگر با وجود قدرت سوار شود از سر گيرد اگر تعيّن حج نشده باشد و الّا كفارت بدهد و اگر عاجز باشد سوار شود و در حج پياده در كشتى بايستد و اگر نذر حج كند در سال معيّن و عاجز گردد قضا نباشد چهارم مسجد اگر نذر كند كه به مسجد رود واجب شود به مسجد رفتن و واجب نباشد كه در انجا نماز بگذارد و يا باعتكاف بنشيند پنجم عتق اگر نذر كند كه ازاد نمايد بندهء مسلمان واجب شود ازاد كردن بندهء بالغ مسلمان و اگر نذر ازادى بندهء كافر كند صحيح نباشد و در اينكه تعين بندهء كافر كند خلافست و اگر نذر ازادى بندهء كند جائز باشد كودك و بزرگ و صحيح و عيبدار و اگر نذر كند كه بنده را نفروشد واجب شود مگر بضرورت ششم صدقه اگر نذر صدقه كند بى تعين قدر واجب شود اندك چيزى و اگر تعيّن مقدارى كند يا جنس يا مستحقى يا در مكانى يا در زمانى لازم گردد و اگر نذر كند كه جميع مال را صدقه نمايد و